بعد از انتخابات دوره سوم مجلس شورای اسلامی بود که بتدریج انشقاق های سیاسی درون نظام شکل گرفت. از مجامع روحانی تا دانشگاهی و اجرایی به دو حزب بی نام تقسیم شدند.
اگر با مسامحه ریشه این جدایی را که در سالهای ۶۶ و ۶۷ به اوج خود رسید بررسی کنیم به بحث ادامه جنگ و پایان آن می رسیم. گروهی موسوم به نهضت آزادی که در آغاز جنگ نیز نقش سیاسی و اجرایی داشتند پس از برکناری از قدرت همسو با کشورهای مستکبر جهان بدون توجه به حقوق و منافع ملی دم از آتش بس و پایان جنگ می زدند. این گفتمان ” نه جنگ نه خسارت ” که مقابل گفتمان “هیهات ِمنّا الِذلّه” انقلاب اسلامی و امام بود بالاخره موفق شد جام زهر را به بنیانگذار جمهوری اسلامی به شیرینی بنوشاند.
پس از جنگ کارگزاران با نگاه به حاکمیت سرمایه داری غرب چنان فضایی دوگانه در جامعه بوجود آوردند که مردم راهی جز اصلاحات ندیدند. فضای دوگانه و تناقض نما با عملکرد مقلدانه از سبک زندگی غربی از یک سو رفاه طلبی، تجملگرایی و مصرفگرایی واز سوی دیگر تورم، تبعیض و بی عدالتی را دامن زد. در دوم خرداد ۷۶ شعارآزادی،گفتگو با غرب و توسعه سیاسی جریان اصلاح طلبی را ۸ سال بر کشور حاکم کرد. سلطه ای که بیشتر به یک رفرم اجتماعی و سیاسی شبیه بود. مخالفان و ضدانقلاب فرصت یافتند باردیگر پس از دوره جنگ و سازندگی، در نهادها و سازمانهای دولتی نفوذ کنند و با استفاده از رسانه های زنجیره ای داخلی و خارجی بر انقلاب بیآشوبند. بسیاری از ارزشهای انقلابی جامعه بر باد رفت و تا مرز هتک مقام ولایت فقیه از جایگاه مهمترین رکن نظام اسلامی یعنی مجلس شورای اسلامی پیش رفتند. در این انتخاب هم مردم که با شعار آزادی و توسعه سیاسی فریفته شده بودند به خواست خود که عدالت و رفاه بیشتر بود نرسیدند.
اما در انتخابات ۸۴ مردم خسته از دو دوره پس ازجنگ، این بار به جریان مقابل گرویدند. شعارهای ارزشی و انقلابی و عدالتخواهانه منجر به پیروزی جریان اصیل و مردمی انقلاب شد. جریان اصولگرایی برای اولین بار توانست در ۴ سال اول با اقتدار گامهای مثبت و سازنده ای برای تحقق بسیاری از شعارهای خود بردارد. طرح کنترل مصرف سوخت، توزیع یارانه، سهام عدالت، رونق اقتصادی همراه با آزادی های مدنی، تثبیت ارزشها وجایگاه انقلاب اسلامی در منطقه و جهان، پیشرفت های علمی و شکوفایی با خلاقیت های دانشمندان جوان در عرصه های مختلف نظامی و هسته ای موقعیت ویژه ای به ایران بخشید. از این رو دشمن در انتخابات ۸۸ با برنامه ریزی همه جانبه تمام تلاش خود را بکار گرفت تا با دوقطبی سازی و استفاده از تشکلها و وابسته های سیاسی ضدانقلاب، انسجام و امنیت جامعه را هدف قرار دهد. فتنه شومی که با نقشه صهیونیست ها و به دست جریان های منافقین و ضد انقلاب و سلطنت طلب از یکسو و بی بصیرتان داخلی، حوادث تلخ و فراموش نشدنی را برای کشور رقم زد؛ دوستان را نگران و دشمنان را امیدوار کرد.
اگر چه فتنه انگیزان از خباثت خود با تدبیر رهبری و بصیرت مردم طرفی نبستند ولی تاثیر آن وقایع، در مسایل اقتصادی و سیاسی ایران و حتی منطقه گسترش یافت. تشدید بی سابقه و فراگیرتحریم های اقتصادی و آغاز جنگهای نیابتی در منطقه و صادرشدن قطعنامه های زنجیره ای سازمان ملل گوشه ای از عواقب آن فتنه شوم بود.
آن ۴ سال هم با فراز و فرودهای عجیب و غریب گذشت و مردم بار دیگر برای فرار از تشدید فشارها به جریان اعتدال رسیدند. جریانی که مدعی بود به هیچ یک از دو قطب سیاسی وابستگی ندارد و می خواهد با تعامل و مذاکره مشکلات و گرفتاریهای داخلی و خارجی را حل و فصل کند و کشور را از تحریم های ظالمانه نجات دهد و اعتبار را به گذرنامه ایرانیان بازگرداند.
جریان اعتدال با تمامی حمایتهای حکومتی و مردمی و بین المللی که از آن برای وصول به اهدافش شد با آن که امتیازات گسترده و خطرناک و غیر قابل جبرانی به دشمنان اعطاء کرد ولی در نهایت به هیچ یک از خواست های خود نرسید. جبهه اعتدال در عمل نشان داد که منش و راه این جریان جمع جبهه سازندگی و اصلاحات است که می خواهد با تعامل با دستگاههای حکومتی راه خود را پیش ببرد.
البته بعضی افراد با نفوذ سعی کردند از جریان اصولگرایی برای جبهه اعتدال رای جمع کنند ولی خود هم می دانند که این یک فریب و دروغ بزرگ است. هیچ سنخیتی بین ارزشهای این دو جبهه وجود ندارد. جبهه اعتدال جبهه اشرافیگری، تبعیض، بی عدالتی و از همه مهمتر تعامل با استکبار است. اعتدال که سرجمع سازندگی و اصلاح طلبی است در نهایت برای پیشبرد اهداف خود باید از خطوط قرمز بگذرد، ولایت فقیه را دور بزند و ارزشهای انقلاب اسلامی را به فراموشی بسپارد. این جبهه ظرفیت های لازم برای ایستادگی و مقاومت در برابر دشمن را از دست داده است. بیش از ۳ سال گذشت و به امید کدخدا تمام قابلیت ها و توانمندیهای ملت نادیده انگاشته شد. برای جلب رضایت مستکبرین بیشترین خفت و ذلت در طول تاریخ بعد از انقلاب اسلامی به کشور و ملت بزرگ ایران تحمیل شد و هیچ نتیجه ملموسی هم کسب نشد.
در عرصه فرهنگی وادادگی مسئولین، فریاد مراجع و علما را در آورده است. نفوذ دشمن در این حوزه بسیار آشکارتر و اثرات مخرب آن بسیار زیان بارتر از دیگر حوزه هاست. در بخش رسانه وکتاب، فضای مجازی و شبکه و بازیهای رایانه، سینما و هنرمندان، حجاب و عفاف سقوط آزاد صورت گرفته است و دولت به نام اعتدال با ولنگاری فرهنگی راههای نفوذ را برای دشمن باز گذاشته است. خاکریزهای ایمان و شرافت فرو ریخته است و هر دم احتمال تسلیم خودباختگان و مبهوتان جبهه خودی وجود دارد.
در عرصه اقتصادی افزایش رکود، بیکاری، قاچاق، مفاسد اقتصادی بالاخص در بانکها، فیش های نجومی و فرار نخبگان هیچ چشم انداز قابل دفاعی باقی نگذاشته است.
معتقدیم احزاب سیاسی و ملت ایران تا کنون بیش از آنکه به اهداف و برنامه ها توجه کنند به کاریزمای فرد و شخصیت نامزد توجه داشته اند. تبلیغات و مناظره تلویزیونی بیشتر از برنامه مورد توجه مخاطب قرار گرفته است. ولی اگر امیدوار باشیم که احزاب و ملت ایران این بار می خواهند عالمانه مصالح خود و میهنشان را در نظر بگیرند و بعد رای دهند پس باید به الزامات آن نیز توجه داشت. از این روست که بر این باوریم هر دوجریان سیاسی کشور برای برون رفت از بن بست کنونی نیاز به بازنگری و آسیب شناسی جدی دارند.
اینک در آستانه انتخاباتی دیگر، ملت ایران در آزمونی بزرگ وارد خواهد شد.
در اولین گام رهبر معظم انقلاب با تدبیری ژرف به منظور جلوگیری از دو قطبی سازی کاذب درجامعه با خیرخواهی حضور رئیس جمهور سابق را در انتخابات به مصلحت ندیدند و از یک هیاهو و غوغای بی ثمر پیشگیری کردند.
اما دوگام دیگر باقی مانده است، که باید یکی توسط جریانهای سیاسی و دیگری توسط مردم برداشته شود.
اما گام سیاسی جریانهای سیاسی:
جریانهای سیاسی برای اینکه بتوانند نقش خود را موثر و سرنوشت ساز ایفا کنند باید چند نکته را باور قلبی و برای عمل به آن برنامه مدون داشته باشند.
۱- قانون: در ظاهر، همه جریانهای سیاسی داخل نظام، مدعی قانونمداری واحترام به آن هستند؛ اما تجربه نشان داده است که گاهاً وقتی منافع و مصالح ایجاب می کند حاضرند در مقابل قانون به هر عمل غیر منطقی دست بزنند. بدیهی است قانون نه قابل تفسیر و توجیه است و نه انفکاک پذیر. یعنی نه هیچ حزب و جریانی باید بخود اجازه بدهد بخشی از آن را بپذیرد و بخشی از آن را ملغی کند و نه بر اساس مصالح و خواست خود باید آن را توجیه کند. اگر تمام جریان های سیاسی خود را ملزم بی چون و چرا به اطاعت از قانون بدانند هم بلوغ خود را نشان داده اند و هم گفتمان قانونگرایی را که لازمه جامعه مدنی و دینی است ترویج کرده اند و هم از خسارتهای زیان بار پیشگیری خواهند کرد.
۲- برنامه: جریان های سیاسی اگر مایلند پس از ۴ دهه یک رقابت سالم و مفید را ساماندهی کنند و برای توسعه مردم سالاری درکشور نقشی شایسته ایفا نمایند باید در چارچوب قانون اساسی و قوانین مجلس شورای اسلامی و وضعیت و مصالح ملت در همه حوزه های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی برنامه مدون و قابل اجرا ارایه کنند. برنامه های توهمی و تخیلی که هیچگونه تدبیر اجرایی و عملیاتی برای آن اندیشیده نشده است و فقط مردم را به سراب هدایت می کند نوعی کلاهبرداری و خیانت محسوب می شود. برای عملیاتی کردن برنامه احزاب، مردم باید بدانند به طور دقیق تیم اجرایی دولت در پایتخت و استان ها چه کسانی هستند؟ اتاق فکر و دولت در سایه ی جریانها چه کسانی هستند؟
ولایت: از عناصر تعیین کننده در موفقیت دولت ها، اعتقاد عملی و الزام کامل به ولایت است. جریان هایی که ولایت فقیه را در حد شعار و برای موجه نشان دادن خود و کسب آرای بیشتر می خواهند و تا جایی سمعاً و طاعتاً می گویند که مطابق میلشان باشد هیچ تفاوتی با مخالفین و معاندین که در جهت تضعیف آن گام برمی دارند ندارند چه بسا خطرشان بیشتر است چرا که در بزنگاه با سرکشی و لجاجت ضربه ای غیر قابل جبران بر حاکمیت و و وحدت ملی وارد می کنند. متأسفانه تجربه نشان داده است بعضی از مدعیان ولایتمداری در آزمون ها کمتر به آنچه گفته اند پایبند بوده اند.
گام سیاسی مردم در انتخابات:
شناخت: جریان های سیاسی باید عملکرد و اهدافشان، دقیقا واکاوی و ارزیابی و سنجش شود. بدون شناخت کامل از گذشته تا حال احزاب و جریانهای سیاسی انتخاب شایسته ممکن نیست. انتخابات ریاست جمهوری از اصول است و مانند انتخابات مجلس اسلامی و شوراهای شهر و روستا نمی توان فقط بر اساس گفته افرادِ به ظاهر صاحب صلاحیت استناد کرد. تقلید سزاوار نیست بلکه باید ایمان پیدا کرد. ایمان به ولایت پذیری، استکبارستیزی، مدیریت جهادی و کارآمدی فرد منتخب. در صورتی که ائتلاف فراگیر جریان ارزشی و انقلابی کشور به جمع بندی برسد و نامزد خود را معرفی کند ملت شریف ایران این بار با لفاظی ها و زبان بازی ها به دام نخواهد افتاد.
وحدت: حفظ وحدت و انسجام و آرامش و جلوگیری از هرگونه اختلاف و تشتت در هرشرایط (وضعیت) دشمن را ناامید می کند و از بروز هرگونه فتنه جدید پیشگیری می کند.
روشن خبر
برچسب ها : سید احمد ذبیحی